نقل است در مجلس یزید(لعنت الله علیه)هنگامی که امام سجاد(ع)شروع به
صحبت کردند یزید دستور می دهد اذان گفته شود حضرت تا نیمه ی اذان
ساکت شدندکه بهره برداری از اذان بکنند وقتی بهره برداری اش را کرد
دیگر نگذاشت ادامه بدهند و زمانی که نام پیغمبر(ص) آمد به موذن گفت
تو را به حق این پیغمبر دیگر ساکت باش. رو کرد به آن پلید و فرمود
یزید!این اسمی که برده شد جد من است یا نه؟!اگر جد من است چرا پدرم
را کشتی؟!در مجلس یزید یک عده حضرت را نمیشناختند نفسها درسینه ها
حبس شده بود !خدایا این جوان چه می خواهد بگوید! یک دفعه دیدند حضرت
می فرماید: ((الحمدلله رب العالمین))بعد نام پیغمبر را بر زبان آورد و بعد هم
شروع کرد: (ایهاالناس!! من عرفنی فقد عرفنی؛ ومن ذالذی لم یعرفنی فانی
اعرفنی بحسبی و نسبی). هر کس مرانشناخته نسب خود رابرای او می گویم.
مردم می دانید ما کی هستیم!؟ فرمود: ((انا ابن النبی المصطفی. انا ابن علی
المرتضی. انا ابن من دنی فتدلی قاب قوسین او ادنی )). سپس فرمود ((انا
ابن الحسین الشهید بکربلا)) من فرزند همان حسینم که درکربلا شهید شد.
.jpg)
قسمتی از روضه های استاد فاطمی نیا
امشب بقیع تاریک است خدایا!در چنین شبی در بقیع نیستم که از خاکش
بردارم و به روی سرم بریزم. من سرزمینی مثل بقیع ندیدم آنجا سنگ گریه
می کند عجب سرزمینی است بقیع!!چهار امام مظلوم قبورشان را خراب کردند .
.jpg)
ولله افلاک البقیع فکم بها کواکب من آل نبی غوارب
حوت منهم ما لیس تحویه بقعه