تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی کربلایی حسین عینی فرد
کربلابرای دیدنت چشم انتظارم...

روا بود که گریبان زهجر پاره کنم

دلم هوای توکرده بگوچه چاره کنم

خوب یادمه آخرین شبی که کنار شش گوشه باهات خلوت

کرده بودم...اصلا فکرشم نمی کردم اینقدر بین دیدار مجددمون

فاصله بیفته...اصلا حرف گناه هامو نزنید که خودم خوب خبر

دارم می دونم نگوووو....آقا جونم اصلا اگه بی لیاقت بودم چرا

یه دفه طلبیدی؟ نه آقای من شما به کرم خودت نگا می کنی نه

 به پرونده سیاه من....حالا یه نگا بم بکن من همون بنده ی

اسیر توام کسی که تمام عزت و افتخارش تویی

کسی که به تو مینازه حسین...

یاعلی


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر دوشنبه 27 فروردین1386 |


وداع با ماه صفر

 وداع باماه صفرمشهد1385  حسينيه شيفتگان رقيه (ص)

 مادحين: حاج غلام رضا عيني فرد، کربلايي حسين عيني فرد

، کربلايي حميد رضا عليمي

TinyPic image

 مُدَعي، برمن طعنه مزن        

    دنيا مال شما، کربلا مال ِ من

 دست بيعت دادم تا بمونم مجنون 

    وَاللهِ منم من کَلبِ حيدريون

 مي افتم مثل سگ زيرپات مي مونم  

  تاجون دارم ارباب خاطرخوات مي مونم


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر چهارشنبه 22 فروردین1386 |


روزی تو خواهی آمد...

روزی توخواهی آمدازکوچه های باران      

تا ازدلم بشویی غمهای روزگاران

توروح سبزگلزار گل شاداب بی خار        

مرا از پا فکنده شکستنهای بسیار

امروز تا این شعرو شنیدم(روزی تو خواهی آمد...)به یادت افتادم ...

امام غریبم من از اون بنده هایی نیستم که لیاقت بردن نامت رو داشته

باشم من منتظر واقعی تو نیستم اما می دونم تو دوستم داری وکمکم میکنی

چون ما حقیر و پستیم اما تو کریم و با سخاوت خودت فرمود ی ازامور

شیعیانت با خبری ...یه بیت این شعر می گفت :(تورا نادیدن ماغم نباشد...)

من فکر می کنم تو هم از اینکه در غیبت هستی ناراحتی و منتظر ظهورت

می دونم تو به دیدار ما مشتاق تری هر چند ما بسیار گنه کاریم....

بیا یاابن الحسن هجران سر آور...       یاعلی

یاابن الحسن روحی فداک      متی ترانا و نراک

                 فلیس محبوبی سواک


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر دوشنبه 20 فروردین1386 |


عصرجمعه...

سَلامٌ عَلی آلِ یس

السلامُ عَلَیکَ یاخَلیفَةَ الله ناصِرَحَقِه السلامُ

عَلَیکَ یاحُجَةَ الله ودَلیلَ ‍‍‍ارادَتِه

السلامُ عَلَیکَ یا بَقیَةَ اللهِ فی اَرضِه

السلامُ عَلَیکَ یا وَعدَه اللهِ الَذی ضَمِنَه

السلامُ عَلَیکَ حینَ تَقوم السلامُ عََلَیکَ حینَ تَقعُد

السلامُ عَلَیکَ حینَ تُصَلی وَتَقنُت

اشهِدُکَ یامَولای أنَ عَلیّاامیرَالمومِنینَ حُجَتُه وَ

الحَسَنَ حُجَتهُ وَالحُسَینَ حُجَتُه و...

و اشهَدُ أنَکَ حُجَة الله أنتُمُ الاولُ و الاخِر...

                فرازی از دعای شریف آل یس

مولای من شهادت میدهم که تووپدرانت حجتهای

 برحق پروردگارم هستید...

مهدی جان این جمعه هم به پایان آمد و تو نیامدی

گلدی بو جمعده گدی الله فاطمه یوسفین نن

خبر یوخ...


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر جمعه 17 فروردین1386 |


دل من کربلامیخوادخدامیدونه دلتنگم...

ازاون شبی که این دل زکربلاجداشد  

برای با توبودن اسیر روضه ها شد

یه کربلا دو گنبد دو گنبد و دو پرچم    

یه  تل  زینبیه  دجله  و نهر  علقم

                                 ارباب من ابالفضل

ای مه لقاابالفضل شه سخاابالفضل      

کی زائرت میشم من ای باوفاابالفضل

                                ارباب من ابالفضل

یاسریع الرضااغفرلمن لایملک الاادعا

ای بزرگ بخشاینده توکه از گناه بندگان زود در میگذری پس مرا

هم ببخش بنده ای که غیر از دعا کردن هیچ توانایی ندارد...

اربابم بطلب بیام خدمتت می دونی که دل تنگتم...

دوری بین الحرمین برده به ولله قرارم....


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر چهارشنبه 15 فروردین1386 |


میلاد رسول الله...

میلادپیامبراعظم مبارکباد

TinyPic image

اشهدان لااله الاالله و اشهدان محمدرسول الله

عبادت بی ولایت حقه بازیست  

        اساس مسجدش بتخانه سازیست

چرا سنی نمی خواهد بداند

        وضوی بی ولایت آب بازیست

اَشْهَدُاَنَ عَلی(ع)وَاَبْنائَهٌمْ مَعْصومینَ

حٌجَجٌ اللهْ


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر دوشنبه 13 فروردین1386 |


عیدالزهرا مبارک

نسب خلیفه ی دوم عمرابن خطاب لعنت الله علیه:

نفیل ازحبشه بنده کلب بن لوی بن غالب قریشی بوده است.بعداز

مردن کلب عبدالمطلب اورامتصرف شدوصحاک کنیزی بودکه از

حبشه برای آن جناب فرستاده اند.روزهانفیل رابه چراندن شتران

وصحاک رابه چراندن گوسفندان به صحرامی فرستادودر چراگاه

میان ایشان تفرقه می انداخت.روزی اتفاق افتادکه این دودرچراگاهی

جمع شدند.نفیل عاشق صحاک شد.وعبدالمطلب زیرجامه ی پوستی

برپای صحاک کرده بودوبرآن قفلی زده بودوکلیدآن راباخودنگاه

می داشت.چون نفیل اظهارمیل وخواهش جماع کردصحاک گفت:راه

این کارمسدوداست بااین لباس پوست که پوشیده ام وقفلی که برآن

است.نفیل گفت:به جهت آن حیله کنم.پس قدری روغن گوسفند گرفت

وآن پوست واطراف آن رانرم کردوآن راپایین کشیدکه تازانورسید

پس بااوجماع کردوبه خطاب حمل برداشت.چون صحاک زاییداز

ترس جناب عبدالمطلب آن رادرمزبله انداخت وزن یهودیه نانوایی

اورابرداشت و تربیت کرد.چون بزرگ شدشغل هیزم شکنی پیش

گرفت ازاین جهت اوراحطاب(باحابی نقطه)می گفتندودرزبانهابه

غلط خطاب شد وصحاک درنهان گاه گاهی اوراسرکشی میکرد.

روزی درنزداوکج شده بودکفل اونمایان شدخطاب برخاست وندانست

که اوکیست وبااوجماع کردوحامله شدبه حنتمه اورانیزبعداززاییدن

به مزبله انداخت وهشام بن مغیره بن ولیدآنرابرداشت وتربیت کرد

وازاین جهت درنسب به اونسبت میدهند.چون بزرگ شدخطاب در

خانه حشام ترددمیکردحنتمه رادیددرنظرش مرغوب افتادوخواستگار

شد.هشام حنتمه رابه اوتزویج کردوازاوعمرمتولدشدپس خطاب

والدعمراست به جهت اینکه ازنطفه اوحنتمه اورازاییدوجداوست

چراکه اززنای اوباصحاک حنتمه متولدشدوچون حنتمه وخطاب

ازیک مادرندپس خطاب دایی وجدمادری وپدراوست وحنتمه مادر

اوست که اورازاییدوخواهراوچون عمروحنتمه ازیک پدرندوعمه

اوزیراکه حنتمه وخطاب ازیک مادرندکه صحاک باشد

ابن حجاج شاعر گوید:مَن جَدٌهٌ خالٌهٌ وَوالِدُه         

وَاُمَّهُ اُختُهُ وَعَمُتهُ أجْدَرُأن یُبْغِضَ الوَصِیَّ    

وَأن یُنْکِرَیَوْمَ الْغَدیرِ بَیْعَتًهٌ

ترجمه:کسی که جد(مادری)اودایی وپدراوهم هست ومادرش

خواهراووعمه اوهم هست.چنین نسبی سزاست که وصی پیامبر

را دشمن داردوبیعت خودرادرروزغدیرمنکرشود

کیفیت قتل عمر ابن خطاب لعنت الله علیه:

ابن زبیرنقل میکند:چون ندای نمازصبح شدعمرازخانه خارج شد

من درمصلای خودم مشغول نماز بودم وابولوءلوء روی زمین

درازکشیده بوددرکمین عمرکه پس ازآن باشش ضربه کارداوراز

دکه یکی ازآنهازیرنافش اصابت کردوباعث قتلش شد. مجلسی

دربحارآورده که ابولوءلوء باخودکاردی دولبه آورده بودچون

عمرازمسجد خارج شدسیزده نفربااوبودندوبااوخارج شدند که

ابولوءلوءدستگیرشدوزمانی که دستگیرشد خودراکشت.

نقل است پس ازاینکه ابولوءلوءبه عمرضربت زدعمرگفت برای

من طبیب بیاوریدچون طبیب آوردندازاوپرسید:کدامیک از شرابها

برای توخوشتراست؟گفت:نبیذ.به اونبیذ خوراندند.نبیذازیکی

ازسوراخهای شکم اوبیرون ریخت.

این کیفیت قتل اوکه بایدباشکم پرازشراب بمیرد .


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر پنجشنبه 9 فروردین1386 |


خدایی ترین...

توراای خدایی ترین آرزو

 

به دست خدا میسپارد دلم

به حیدر میسپارمت...


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر سه شنبه 7 فروردین1386 |


یا محسن(ع) ابن علی(ع)

 تو نازنین پسررباب تو بی گناه بودی...

ولی نه علی کوچولو تو گناه کار بودی و گناهت هم خیلی بزرگ بود

می دونی قشنگم گناه تو چی بود؟ تو پسر حسین(ع) بودی و این گناه

خیلی بزرگیه همون طور که حسین(ع) هم گناهش فرزند علی(ع) بودن

بود علی کوچولو تو دومین طفلی هستی که در راه ولایت شهید

شدی ......... آره محسن(ع)رو میگم اونم همین روزابه همین

گناه کشته شداونم مثل خودت تومیدان جنگ کشته شد

تودرآغوش پدرواون درآغوش مادر... تودرصحرای کربلاواون درکوچه ی بنی هاشم...............علی جون هواست به محسن(ع)باشه اون تمام بدنش درد می کنه..........

لعن الله العمروالمغیره والیزیدابن معاویه...


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر شنبه 4 فروردین1386 |


آقامون نیومد سیدمون رفت...

برو برو سال ۸۵ الهی که دیگه بر نگردی...

برام خیلی چیزا به یادگار گذاشتی از این به بعد اگه به یاد سال ۸۵ بیفتم:

یادم میاد که خرداد ماهش سیدم مریض احوال شد.... چیزی نگذشت تیر

ماهش رفت....سال ۸۵ اسمت داغمو تازه می کنه دوست ندارم هیچ وقت

یاد اون روزا بیفتم...درسته یه خاطره ی خیلی دردناک ازت دارم اما عوضش

چندین خاطره ی به یاد موندنی هم تو ذهنمه:توی این سال از سید هدیه

گرفتم که هنوزم دارمش سید عزیزم هدیه ات چه قدر برام عزیزه چه قدر

ارزشمنده سید خیالت راحت مثل دوتا چشمام مراقبشم نگرانش نباش

هدیه ی سیدم خیلی دوست دارم...

تو این سال حاجی شدم .... و از همه مهمتر کربلایی شدم...

 سیدجان عیدت مبارک...

حاج آقا عیدتون مبارک پدرانه دعامون کنید

کربلایی عزیزم عید شما هم مبارک برات بهترین لحظه ها

 رو از خدا می خوام ...

کربلایی حمید امیدوارم هزار تا از این عیدا ببینی

داوود خان عیدت مبارک

نوروز  آمد  و  فصل  گل و   بهار   ولی  تو   نیامدی

برشاخه های سبزشکوفه شدآشکارولی تونیامدی

سالی   دگر  به   عمر  گیتی   مجنون  اضافه   شد

عمر  جهان  رسید  به  صدها هزار  ولی تو  نیامدی

شعر از کربلایی...


 

نوشته شده توسط کربلایی مست حیدر چهارشنبه 1 فروردین1386 |


وبلاگ اختصاصی کربلایی حسین عینی فرد