کربلا شرح بلاي زينبه کربلا هم آشناي زينبه
اگه از خاک بلا سوال کني آشنا با کف پاي زينبه
اگه خاک کربلا شفا ميده چون قاطي با گريه هاي زينبه
اگه ما سينه زن حسين شديم مطمئنا از دعاي زينبه
اگه اقام شال مشکي ميندازه اين همون شال عزاي زينبه
اگه شام وکوفه شد ويران سرا چون که جاي خطبه هاي زينبه
اگه از شام بياد صوت علي صوت همچون مرتضي زينبه
.jpg)
زينب چو نبود با برادر با حادثه روبرو نمي شد
هرجا سخني ز کربلا بود از کوفه که گفتگو نمي شد
بايد سفري به شام مي کرد چون مُشت يزيد رو نمي شد
هرجا که رسيد کودتا کرد درکوفه چه محشري به پا کرد
چون ديد سر بريده در ني آن سوخته دل خدا خدا کرد
اي مردم بي وفاي کوفه روبَه صفتان ديو سيرت
اي جيره خواران سفره کفر ياران يزيد پست فطرت
کشتيد برادرم حسين را از بهر دو روزه رياست
برما ندهيد نان وخرما زيرا صدقه به ما حرام است
آن رأس بريده بر سر ني مردم سر سومين امام است
دوران حکومت يزيدي با خطبه زينبي تمام است
من غمزده زينبم که بابم در راه عقيده جان به حق داد
اعلاميه اي ز خون فرقش درکوفه به سرخي شفق داد
انگشتر پادشاهي خود در حين رکوع به مستحق داد
اي مظهر زشتي ورذالت داني ز چه دشمن خدايي
اي هرزه گياه خاک ذلت داني ز چه ياغي ودغايي
بشنو توززينب اين سخن را گويم که تو نطفه زنايي
برقتل حسين کمر به بستي حقا که حرام زاده هستي