هرکس که به این سلسله پاک جفا کرد بد کرد وغلط کرد و خطا کرد
دیدی به دَرَک رفت به روحش شرر افتاد با آل علی هرکه در افتاد، وَر افتاد

روايت شد، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علي(ع)،
زمين به لرزه در آمد و درياها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهاي مسجد به هم
خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سياهي وزيد، به طوري كه جهان
را تيره و تاريك ساخت و جبرئيل امين در ميان آسمان و زمين ندا داد و همگان ندايش
را شنيدند. وي مي گفت: تهدمت و الله اركان الهدي، و انطمست أعلام التّقي، و انفصمت
العروه الوثقي، قُتل ابن عمّ المصطفي، قُتل الوصيّ المجتبي، قُتل عليّ المرتضي، قَتَله
أشقي الْأشقياء؛سوگند به خدا كه اركان هدايت درهم شكست و ستاره هاي دانش نبوت
تاريك و نشانه هاي پرهيزكاري بر طرف گرديد و عروه الوثقي الهي گسيخته شد.
زيرا پسر عموي رسول خدا(ص) شهيد شد، سيد الاوصيا و علي مرتضي به شهادت
رسيد. وي را سياه بخت ترين اشقياء،يعني ابن ملجم مرادي به شهادت رسانيد. بدين گونه
پيشوايي شايسته، امامي عادل، خليفه اي حق جو، حاكمي دلسوز و يتيم نواز، كامل ترين
انسان برگزيده خدا و جانشين بر حق محمد مصطفي(ص)، به دست شقي ترين و
تيره بخت ترين انسان روي زمين، يعني ابن ملجم مرادي ملعون، از پاي درآمد و
به سوي ابديت و لقاء الله و هم نشيني با پيامبران الهي و رسول خدا(ص) رهسپار گرديد
و امت را از وجود شريف خويش محروم نمود. حضرت علي عليه السلام در سحر شب
نوزدهم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجرت در محراب عبادت در مسجد کوفه
به دست ابن ملجم ضربت خورد، خون از سرش جاري و محاسنش به خون رنگين شد.
در اين حال فرمود:« فزت و ربّ الکعبه »؛ ( به خداي کعبه سوگند رستگار شدم.)
سپس اين آيه 55 سوره طه را تلاوت فرمود:« منها خلقنا کم و فيها نعيدکم و منها
نخرجکم تاره اخري »؛ (شما را از خاک آفريديم و به آن بازتان مي گردانيم و بار
ديگر از آن بيرونتان مي آوريم.) سپس فرياد زد:« او را بگيريد!»مردم به سوي ابن ملجم
دويدند، ولي هر کس به او نزديک ميشد، ابن ملجم با شمشير خود، او را مي زد.
سرانجام قثم بن عباس پيش رفت و او را به زمين کوبيد. حسين عليه السلام به اتفاق
بني هاشم، پدر را در گليمي گذاشتند و به خانه بردند. اميرالمؤمنين عليه السلام به
ابن ملجم اشاره کرد و فرمود:« اگر من از دنيا رفتم، او را بکشيد، همان طور که مرا
کشته؛ و اگر سالم ماندم، خواهيد ديد که دربارهي او چه تصميمي ميگيرم.» قدري
شير براي امام آوردند. امام کمي از آن نوشيد و فرمود:« به زنداني خود نيز از
اين شير بدهيد و او را اذيت نکنيد.»حیدریون
آدم نه به گندم جَنان راغب بود شوق دگرش به جان ودل غالب بود
میخواست که از بهشت آید به نجف مقصود علی بن ابی طالب بود

امام علی سحر روز 19 رمضان به هنگام نماز صبح وارد مسجد اعظم كوفه شد و
خفته گان را براي اداي نماز بيدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادي
را كه به رو خوابيده بود، بيدار و خواندن نماز را به وي گوشزد كرد. هنگامي كه
آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گرديد و سر از سجده
اول برداشت،عبدالرحمن بن ملجم مرادي فريادي برداشت: "لله الحكم يا علي، لا لك و
لا لأصحابك"! و شمشير خويش را بر فرق نازنين حضرت علي(ع) فرود آورد و
سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.حضرت علي(ع) در محراب مسجد،
افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علي ملّه رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛
سوگند به خداي كعبه، رستگار شدم.نمازگزاران مسجد كوفه، برخي در پيابن ملجم رفته
تا اورا بيابند و برخي در اطراف حضرت علي(ع) گرد آمده وبه سر و صورت خود
مي زدند و براي آن حضرت گريه مي نمودند. حضرت علي(ع)، در حالي كه خون از
سر و صورت شريفش جاري بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛ اين همان
وعده اي است كه خداوند متعال و رسول گرامي اش به من داده اند. حضرت علي(ع)
كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبي(ع) فرمود كه
نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام كرد. روايت
شده كه آن حضرت در آن شب بيدار بود و بسيار از اتاق بيرون مي رفت و به آسمان
نظر مي كرد و مي فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمي گويم و به من دروغ گفته
نشده است. اين است آن شبي كه به من وعده شهادت دادند.حیدریون
امسال هم تولدت به جای اینکه به دنیا بیای،رفته ای
یکشنبه ۳۱ شهریور، تولد سید، بر سرمزارش هستیم

رفتي بدان که نام توزنده ست درجهان
هرگز نميرد آنکه بود کلب آستان
عمري دخيل حضرت معصومه بوده اي
حاجت گرفته اي در دل را گشوده اي
آمد رسول ترک تو را پيشواز کرد
ارباب خاک و زربه نگه همتراز کرد
تو آمدي و واژه ي ديوانه جان گرفت
هر کس جنون گرفت ره آسمان گرفت
مداح صحن قدس به ماهم نظاره کن
پرونده ي کثيف مرا هم تو پاره کن

رسول خدا می فرماید: در شب معراج هنگامی که به آسمان هفتم رسیدم همه فرشتگانی
که همراه من بودند،جبرئیل وفرشتگان مقرّب از ادامه راه بازماندند ومن به حجاب
پروردگار رسیدم، در میان هفتادحجاب وارد شدم که بین هر حجابی با حجاب دیگر،
حایل هایی از عزت،قدرت،بها،کرامت،کبریا،عظمت،نور،ظلمت ووقار وجود
داشت تا آنکه به حجاب جلال رسیدم،برابر پروردگار خود مناجات نموده
ودر حضور او ایستادم.
نام : حسن لقب : مجتبی کنیه : ابو محمد
نام پدر : علی نام مادر : فاطمه
تاریخ ولادت : نیمه ماه رمضان سال 3 هجری
محل ولادت : مدینه طیبه
مدت امامت : 10 سال
مدت عمر : 47-48 سال
علت شهادت : تحریک معاویه وزهر جعده
نام قاتل : جعده دختر اشعث
محل دفن : بقیع

ماه بگویم به تو یاآفتاب
ای پسر با ادب بوتراب
خال سیاهت حجرالاسود است
بوسه گه قبله ونُه گنبد است
فاطمه را نور دوعینی حسن
محرم اسرار حسینی حسن
نام تومارا دوجهان آبروست
مرحمتی کن که بقیع آرزوست
میلاد باسعادت بی بی رقیه را به همه عزیزان تبریک می گویم
ز جهنم خدا ترسی ندارم
اسمتو بی بی روی صراط میارم
زندگیم همش شده لعن امیه
آره آدما منم کلب رقیه
شما شاه عالمی ماهم فقیریم
اونقدر میگیم رقیه تا بمیریم
درباره حیدریون

زنجیر برام بیارید تا که بدونه مجنون
سرباز زینبیه شد سگ حیدریون
مجمع حیدریون زنجان
یاعلی
برگهای حیدریون
حرف دل حیدریون
دوستان حیدریون
تپش های قلبم
ورق خورده ها
سایر امکانات
POWERED BY